السيد محمد حسين الطهراني

266

نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)

چون خداوند موسى عليه السّلام را مبعوث نمود ، در آن زمان بر مردم آن دوره عمل سحر و جادو غلبه داشت ، لهذا موسى از جانب خداوند چيزى را آورد كه در وسع و طاقت آنها نبود كه همانند آن را بياورند . موسى با آن يد بيضا و عصا سحرشان را باطل كرد ؛ و با آن معجزات حجّت را بر آنها تمام نمود . و خداوند عيسى عليه السّلام را در وقتى مبعوث نمود كه امراض مُزمنه كه موجب زمينگير شدن بود ( مثل فلج و لَقْوه و رَعشه كه بدن را از حركت عادى خود باز ميدارد ) در ميان مردم شيوع داشت و مردم نياز مبرم به علم طبّ داشتند ، فلهذا از جانب خداوند چيزى را آورد كه در حيطهء قدرت و استطاعتشان نبود . چون عيسى مردگان را زنده مينمود و مريض مبتلا به پيسى و كور مادرزاد را به اذن خدا شفا ميداد ، و با آن معجزات حجّت را بر آنها تمام كرد . و خداوند محمّد صلّى الله عليه و آله و سلّم را در زمانى مبعوث فرمود كه فنّ غالب آن عصر كلام و خطبه و چنين گمان دارم كه گفت : شعر بود ، بنابراين خداوند از نزد خود به وى مواعظ و حكمتهائى را عنايت نمود تا بدانها گفتارشان را باطل سازد و با آن معجزات حجّت را بر آنها تمام نمايد . أبو يعقوب بغدادى گفت : در اين حال ابن سكّيت به حضرت گفت : قسم به خدا كه من همانند تو را هيچوقت نديده‌ام ! بنابراين گفتارت ، امروزه حجّت بر مردم چيست ؟ ! حضرت فرمود : عقل است ، كه با آن ميتوان شخص صادق را كه از خداوند به راستى و درستى خبر دهد شناخت و او را تصديق كرد ، و شخص كاذب را كه بر خداوند دروغ ميبندد شناخت و او را تكذيب نمود . ابن سكّيت گفت : قسم به خداوند كه جواب قاطع همين است ! » محقّق فيض كاشانى در ذيل اين حديث مبارك درباره معناى عقل كه حضرت آن را حجّت قرار داده‌اند گويد : در اين كلام حضرت تنبيه و دلالتى